محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

420

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

داشتند و عامدانه خود را به غفلت زدند و بلكه برخى از آنان علنى و غير علنى به قتل عثمان ترغيب مىكردند ؛ چه آن كه اگر صحابه به يارىاش برخاسته بودند و در كنارش مىايستادند ، هيچ‌كس را ياراى كشتنش نبود . آنان كه عثمان را يارى كردند ، از وزيران و طرفدارانش بودند كه عثمان ، اموال مسلمانان را غاصبانه به آنان بخشيده بود ؛ مانند مروان و همتايانش . از اين روى يارىكنندگان عثمان جرأت نداشتند خود را برتر از كسانى بدانند كه از يارىاش دريغ كردند ؛ بلكه عكس اين حالت درست بود . در نتيجه كسانى كه از يارى عثمان دريغ كردند خود را برابر خدا مسؤول نمىپنداشتند . شيخ محمد عبده مىگويد : « منظور امام عليه السّلام آن است كه يارىكنندگان عثمان به اتفاق نظر همگان بر راهى نيك و درست نبودند تا بر گروه ديگر برترى داده شوند . » « 1 » ابن ابى الحديد مىگويد : « معناى اين بند از خطبه امام عليه السّلام ( غير أنّ من نصره ) آن است كه كناره‌گيرندگان از يارى عثمان بهتر از يارىكنندگانش نبودند . بيشتر يارىكنندگان مانند مروان بن حكم ، فاسق بودند و لذا مهاجران و انصار از يارى به وى دريغ داشتند . » ( و من خذله لا يستطيع أن يقول : نصره من هو خير منّي ) آيا واقعا كسى مىتواند بگويد كه مروان بن حكم ، بهتر از آن دسته از مهاجران و انصارى است كه به يارى عثمان نرفتند . . . و اگر پژوهشگرى منصف به بررسى زندگى عثمان بپردازد ، و كارهاى وى را به شمارش آورد ، خواهد يافت كه سرنشت وى ، نتيجه طبيعى آن كارها بود . ( و أنا جامع لكم أمره ، استأثر فأساء الأثرة و جزعتم فأسأتم الجزع ) هر يك از قاتل و مقتول در اين ماجرا بر خطا بودند . . .

--> ( 1 ) . شرح نهج‌البلاغه ، محمد عبده : 1 / 76 .